Welcome To Shirzad Kalhori's Website!

به سایت شیرزاد کلهری خوش آمدید!

 

 Here is Salmas! My Other Hobbies! Conferences My Thesis Music and Art    My Publications
 

 !اینجا سلماس است سرگرمیهای دیگر کنفرانسها   رساله موزیک و هنر       مقالات منتخب برگ نخست    

 

تالیفات و ترجمه ها

با کلیک روی کتابها دانلود فرمائید.

 

دانلود رایگان کتاب دانش بدون مرز(سیاهچاله),کتاب دانش بدون مرز(سیاهچاله) , دانش بدون مرز(سیاهچاله) ,ژان پی یر پتی,شیرزاد کلهری ,دانلود رایگان کتاب سیاهچاله,کتابخانه الکترونیکی, کتابخانه مجازی,سایت کتاب,کتابخانه امید ایران ,کتابخانه امید ایران ,دانلود ,دانلود رایگان,دانلود کتاب, دانلود ,کتابخانه امیدایران ,کتابخانه امید ایران, دانلود رایگان, امید ایران, دانلود رایگان کتاب , ,دانلود کتاب, دانلود کتاب رایگان , دانلود کتاب پی دی اف , دانلود کتاب PDF  , کتابخانه الکترونیکی, کتابPDF ,کتاب دانلود , کتاب رایگان,دانلودکتاب ,دانلودرایگان کتاب , دانلودکتاب پی دی اف,کتاب,Ebook For Free Download, Ebook,Ebook Download, Download Ebook

 دانلود کتاب زمان، مکان، جهان واقعی و جهان مجازی

دانلود کتاب چند مقاله‌ی فلسفی - فیزیکی

 

بزودی کتاب:

استبداد در تاریخ ایران با ویراستاری  و فرمت جدید همین جا میآید.

 

 

 

دانلود کتاب تئوری اوربیتال های مولکول

 

 

دوره ی مارکس و دوره ی ما

در مارکسیسم آرمان رهائی به تسلط طلبی یا همان سلطه جوئی تبدیل می شود. این نقطه ی اساسی است که مارکسیسم سیاسی بایستی از آنجا نقد شود. متاسفانه بعدها نقد روشنگری قرن بیستم که اغلب آنها مارکسیست هم بودند بدون در نظر گرفتن این سلطه طلبی، روشنگری مدرن را پایه گذاشتند. این خط سیر تفکر از آدرنو و هورکهایمر گرفته تا دریدا و حتی نیچه وجود دارد. زاویه ی برخورد اینچنینی مجددا به همان نقطه ی عظیمتی بر می گردد که آغازیده بود یعنی سلطه جوئی. سیکلی که دور یک مرکز می چرخد.

انتقاد آنها بر روشنگری از خود روشنگری آغاز می شود و به روشنگری مشابهی ختم میشود که باز سلطه جو است. البته نبایستی بخاطر این خطا آنها را متهم کرد. آنها در نگاههایشان به جهان پیرامون ابدا به راه خطا نرفتند، ابزار آن نوع نگاه در آن جامعه وجود داشت. در آن جامعه و در آن زمان ما فاصله ی کوتاهی با رشد ابزار تولید و ابزار آگاهی نسبت به زمان مارکس داشتیم. اکنون که آن ابزار و به تبع آن، آن نگاه به جهان عوض شده است نبوغ عجیبی نمی خواهد که به آن نوع تفکر تحقیرآمیز و یا پیش پا افتاده برخورد شود.

رهائی انسان کنونی در جای دیگری رقم خورده می شود. در این دوره از رشد اجتماعی و علمی نه اینکه انسان ابزارگرا شود و یا اینکه انسان اسیر ابزار خودساخته شود. بلکه این ابزار است که انسانی می شوند. تمامی هّم انسان کنونی انسانی کردن ابزار است. درحالیکه سیستم تولیدی تیلور و یا فورد و امثال آنها به ابزاری کردن انسان همت گماشته بودند. در حالیکه اکنون آن حائلهای دروغین بین ابزار و انسان، و بین علم و اندیشه، روزبروز دارند از بین می روند. ابزار هوشمند کنونی به انسان نزدیکتر هستند تا انسان به ابزار. بنابراین این ابزار هستند که انسانی می شوند و نه برعکس!

در دنیای پیش از این ابزارها غیر هوشمند بودند. بیل و کلنگ و تبر با انسان هیچ مقاربت و وجه مشترکی نداشتند. ولی در جهان کنونی تلفن همراه . رایانه دوست معنوی و آگاهی دهنده انسان هستند. بدانجهت در جهان کنونی نمی توان گفت که سیستم اقتصادی مبتنی بر ابزار، انسان را به زیر یوغ بردگی خویش می کشند. که شالوده ی تفکر کارل مارکس بود. بلکه برعکس این ابزار بشر را از زیر یوغ بردگی رها می سازند. نگاه عمیق به این ابزار نشان می دهد که کارگری که دیروز ناآگاه بود و بزعم مارکس بایستی به آگاهی سیاسی مجهز می شد دیگر اینگونه نیست.  اکنون یک کودک هم از پیچیده ترین نوع انتقاد یعنی انتقاد توتالیتری هم درک انتقادی داشته و آنرا خوب می شناسد. آنها کنج و زوایای مختلف استثمار و بهره کشی را می شناسند. آنان هر روز به اخبار محلی و جهان از کانالهای مختلف گوش فرا می دهند و آنها را تجزیه و تحلیل می کنند. از جنگهای گوشه و زوایای جهان و دلایلش آگاهی دارند و زیر یوغ دروغها نمی روند. انسانهای با وجدانی هم وجود دارند که سیاست ها و دروغهای سلطه گران را افشاء می کنند. این باعث شده است که جوانان و آحاد مختلف مردم به اخبار با دیده ی شک و تردید بنگرند و کوکورانه هر چیزی را باور نکنند.

این نوع رشد و آگاهی در زمان مارکس نه تنها نبود بلکه قابل تصور هم نبود. مارکس از دیدن یک قطار باربری دچار چنان وجد و شعفی می شود که آنرا در چندین اثر خویش بعنوان اژدهائی که کالاها را از این سوی جهان به آن سوی جهان منتقل می کند، نام می برد. بی انصافی محض و یا شاید نادانی خواهد بود که ما ابزار کنونی را با ابزار زمان مارکس یکی بدانیم. این بهیچوجه تقصیر مارکس نبود. او از دوران خود اطلاع کافی داشت ولی دوران ما بسیار فراتر از آن دوران است که مارکس بخواب هم نمی دید.

جوانی در آن سر عالم می تواند آموزشهای علمی ام آی تی را پی گیرد و یا اخبار جهان را از هر گوشه ی جهان دنبال کند. از هر رشته ی علمی آگاهی داشته باشد و از پیشرفتهای جدید علمی استفاده نماید. در حالیکه زمان مارکس علم هم در انحصار یک سری محدود و از ما بهتران بود. اکنون علم در خانه ی هر کسی هست و هرکس به اندازه ی آگاهی و خواست و حتی سلیقه ی خویش از آن استفاده می کند. هر چند که در گوشه و زوایای جهان هستند انسانهائی که از نظر مالی و معیشتی در مضیقه بوده، یا زیر استاندارد جهانی زندگی می کنند ولی چنانکه می بینیم ابزار کنونی باعث شده است که جوانان و حتی سیاستمداران نیز تحت تاثیر قرار گرفته و در صدد حل این وضع اسف بار انسانی برآیند. چرا که پس از اینهمه تمدن و پیشرفت حالاست که انسانها حس می کنند عضو یک خانواده ی بزرگی هستند و زمین منبع معیشت همگان است نه فقط متعلق به یک طبقه ی مشخص و اغلب حاکم اجتماعی.

لذا در جهان مدرن کنونی آرمان رهائی به تسلط طلبی بدل نمی شود بلکه به آرمان انسانی تبدیل می شود که در آن تسلط طلبی مغموم و مذموم است. حتی توتالیترترین حکمرانان نیز اکنون اینترنت را خطرناکتر از هزار اسلحه می دانند. این موفقیت بزرگی بر تکنولوژی کنونی است. موفق ترین حکومتها حکومتهائی خواهند بود که اینترنت و تکنولوژی را پشتوانه ی خود قرار دهند و گرنه به زودی از بین خواهد رفت. در جهان کنونی همه چیز به سرعت پیش می رود. دیگر عبارت دیر یا زود از بین رفته و به، به زودی از بین میرود تبدیل شده است.

شیرزاد کلهری 

استکهلم

۳۱/۰۵/۲۰۱۷

 

_____________________________________________________

AlbaNova University

 Center

AlbaNova University Centre

AlbaNova University Center is a part of the leading educational center that offers studies and research in subjects like Physics, Astronomy and Biotechnology. It is one of the leading research institutes in the country. To facilitate research activity, the center runs a number of school for each of the subjects. To facilitate research and study, the university conducts regular events like seminars, conferences, dissertations. The university offers a number of venues within the university premise. These venues are of various types and sizes that offer all the facilities and amenities necessary for a successful event. Some of the facilities include complete sets of AV equipment, microphones, overhead projectors, slide projectors with both straight and round magazines, plus VHS, CD and DVD players. AlbaNova University Center offers other facilities like well equipped kitchen to cater to the requirement of any event.

 

مجموعه ی مقالات فارسی

تالیف: شیرزاد کلهری

اختراع صفحات گرمائی هوشیار!

شیرزاد کلهری و...

آیا آینشتاین نابغه ای تنها بود؟

 

آینشتاین درحین توضیخ نسبیت

هیچکس  ایده ها و دریافتهای خودش را به تنهائی  کشف نکرده است. همیشه کمکهائی بودند که به مرور زمان رنگ آنها کم شده و محو شده اند. در صورتیکه اگر کمک های فکری آنان و ایده های پیشینی دیگری نبود، بی شک نوابغ کار بجائی نمی بردند.

درجامعه ی ایرانی بایستی یک مورد روشنتر بیان شود. هوشیاری چیزی طبیعی در آدمی است. عده ای آنرا میپرورانند و دور و بر هر چیزی به غور و بررسی می نشینند و عده ای این دارندگی را ارج ننهاده و با تنبلی و بطالت نابودش میکنند. بنابراین شاگرد تنبل به معنی این نیست که هشیار نیست. بلکه بمعنی اینست که به هوشش ارج ننهاده، آنرا تقویت نمی کند. در جامعه ی ما اغلب می گویند فلانی از بچگی گیج بود. که این یک اندیشه ی غلط است. بایستی بجایش گفت که او از بچگی تنبل بود.

آینشتاین بچه ای تنبل، اما بسیار هوشیار بود. ولی دوستی او با دو نفر از همکلاسهایش که به فلسفه نیزعلاقه داشتند بدانجا رسید که او با فلسفه ی ارنست ماخ که استاد دانشگاه و از بنیانگذاران پوزیتیویسم در اطریش بود، آشنا شد. ارنست ماخ یک فیزیکدان برجسته هم بود و به بخشی از قوانین نیوتن ایراد داشت. ولی نمیدانست کجای تئوری نیوتن ایراد دارد که در برخی از موارد مهم فیزیک نیوتن جواب نمیدهد. این فیلسوف نیز پس از مشهور شدن آینشتاین  مشهور شد.

چنانکه مارکسیستهای آنزمان که از سوئی تئوری نسبیت را ارج می نهادند و از سوی دیگر بوسیله ی پوزیتیویسم ماخ دچار خشم شده بودند به  چالش کشیده شدند. آنچنان شد که لنین کتابی با نام ماتریالیسم و آمپریوکریتیسیم را برای برون رفت از این اندیشه نگاشت. که کتابی بسیار بی ربط و بی سر و ته و مجموعه ای از ایده های این و آن است. وی تکیه اش بیشتر به فیلسوفات درجه دو مانند فویرباخ و بازاروف است تا فیلسوفان بزرگی چون ایمانوئل کانت. و استناد وی بطور اعم در مقابله با این فیلسوفان به آنتی دورینک، اثر فردریش انگلس است.  کاری با این بحث نداریم بلکه در اینجا گریزی زدیم تا مهم بودن ریشه های فلسفی که اینشتاین را به اندیشه فرو می برد گوشزد شود.

دوستان دوران جوانی آلبرت آینشتاین کسانی بودند چون مارسل گروسمان Marcel Grossman که  ریاضیدانی برجسته بود و دیگری میشل بسو Michele Besso که مهندس بود. آنان در دانشکده ی تکنیک ئی تی اچ زوریخ با اینشتاین آشنا شده بودند. پدر گروسمان همان کسی بود که به سال 1902  برای آینشتاین در اداره ی ثبت اختراعات کار پیدا کرد. بسو در سختترین مواقع به داد اینشتاین رسید. حتی زمانیکه او در تبعید بود بسو از نظر مالی وی را تامین میکرد.

اما گروسمان بسال 1912 به ئی تی اچ برگشته و آنجا بهمراه آینشتاین مهمترین مقاله ای که اساس ئتوری نسبیت عام بود را بچاپ رساندند. در این مقاله بود که برای اولین بار اعلام کردند که اجرام، فضا ـ زمان پیرامون خود را خم می کنند. این یک زیر بنای محکمی برای ارائه ی نسبیت آینشتاین بود. بدون این پایه، ارائه ی نسبیت عمومی ممکن نبود. تنها این دو نفر نبوده که به آینشتاین کمک کرده اند. نامه های بجا مانده از آینشتاین هست که در آن دوستانش را به کمک فکری طلبیده است.

این مورد نوشته ها فراوانند. جدیدا مجله ی علمی نیچر Nature مقاله ای تحت عنوان :" آینشتاین نابغه ای تنها نبود Einstein was no lone genius" نوشته است که از مقاله ی حاضر مفصل تر است.

در  مورد تنها نبودن آینشتاین در یافتن ایده هایش بحث های فراوانی درگرفته است. که بیشتر آنها غرض آلود هستند. برخی آینشتاین را به دزدی ایده متهم میکنند و برخی وی را متهم به این میکنند که فیزیک خطرناکی را پیش کشیده که منجر به کشف بمب اتمی شده است. ولی درباره ی این مرد بزرگ باید گفت که زمانی یک فیزیکدان گمنام به نام بوز Bose از هندوستان نامه ای به آینشتاین نوشت و برای اولین بار ذراتی بنیادی که بعدها بنام وی بوزن نامگذاری شد، را کشف و مطرح کرده بود. آینشتاین این ایده ی وی را با نام وی در کنگره ی فیزیکدانان مطرح کرده و از آن دفاع کرد. فرمول بوز ـ آینشتاین بسیار مشهور است. در صورتیکه وی میتوانست براحتی آنرا به نام خود ثبت کند. بدون اینکه کسی ذره ای شک کند. آن موقع آینشتاین آنقدر مشهور بود که حتی خود بوز هم نمیتوانست آینشتاین را به دزدی ایده اش متهم کند.

اگر به همه ی یافته های آینشتاین که لایق نوبل بودند می شد این جایزه تعلق گیرد. وی می توانست دهها نوبل دریافت کند. یادش گرامی باد!

 از چپ به راست : مارسل گروسمان، آلبرت آینشتاین و میشل بسو.

نویسنده: شیرزاد کلهری

2015/12/25